گنجینه های معنوی " پرنیان "
بنام خداوند بخشنده مهربان ..((ماییم و نوای بینوایی بسم الله اگه حریف مایی )) یازهرا
 
اگر خدا هست پس.......؟
مردي براي اصلاح به آرايشگاه رفت در بين كار گفتگوي جالبي بين آنها در مورد خدا صورت گرفت

آرايشگر گفت:من باور نميكنم خدا وجود داشته با شد

مشتري پرسيد چرا؟ آرايشگر گفت : كافيست به خيابان بروی و ببيني مگر ميشود با وجود خداي

مهربان اينهمه مريضي و درد و رنج وجود داشته باشد؟

مشتري چيزي نگفت و از مغازه بيرون رفت - به محض اينكه از آرايشگاه بيرون آمد مردي را در خيابان ديد با موهاي ژوليده و كثيف با سرعت به آرايشگاه برگشت و به ارايشگر گفت:

مي داني به نظر من آرايشگر ها وجود ندارند

مرد با تعجب گفت :چرا اين حرف را ميزني؟من اينجاهستم و همين الان موهاي تو را مرتب كردم - مشتري با اعتراض گفت:

پس چرا كساني مثل آن مرد بيرون از آريشگاه وجود دارند

ارایشگر گفت :"آرايشگر ها وجود دارند فقط مردم به ما مراجعه نميكنند

مشتري گفت دقيقا همين است

خدا وجود دارد فقط مردم به او مراجعه نميكنند!

براي همين است كه اينهمه درد و رنج در دنيا وجود دارد

 


یک شب مردی خواب عجیبی دید . او خواب دید در کنار ساحل همراه با خدا قدم می زند . روی آسمان صحنه هایی از زندگی او صف کشیده بودند . در همه آن صحنه ها دو ردیف رد پا روی شن ها دیده می شد . که یکی از آن ها متعلق به او و دیگری متعلق به خدا بود . هنگامی که آخرین صحنه جلوی چشمش آمد دید که بیش تر از یک جفت رد پا دیده نمی شود . او متوجه شد که اتفاقا در این صحنه سخت ترین دوره زندگیش را از سر گذرانده است . این موضوع او را ناراحت کرد و به خدا گفت : خدایا تو به من گفتی که در تمام طول این راه با من خواهی بود ولی حالا متوجه شدم که در سخت ترین دوره زندگیم فقط یک جفت رد پا دیده می شود سر در نمی آورم که چه طور درست در لحظاتی که به تو احتیاج داشتم تنهایم گذاشتی . خداوند جواب داد :من تو را دوست دارم و هرگز ترکت نخواهم کرد . دوره انتحان و رنج یعنی همان دوره ای که فقط یک جفت رد پا را می دیدی زمانی است که من تو  را در آغوش گرفته بودم .


برچسبـهـ ـا : پرنیان, خدا, دنيا, درد و رنج


♥ نوشته شده در شنبه یازدهم آذر ۱۳۸۵ ساعت 17:37 توسط سید محمد رضا خطیبی :



 

 
 
 
[قالب وبلاگ : سیدمحمدرضا خطیبی] [Weblog Themes By : Bia2skin.ir]